سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

192

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

موقعيّتش بهتر از آنچه در زمان على ( ع ) بود نمىشد . اكنون زياد اين چنين قدرت شخصى و مقامى را به وى پيشنهاد كرده بود ولى او كاملا آن را رد كرد . در تجزيه و تحليل نهايى ، راهى جز قبول اين حقيقت براى ما وجود ندارد كه بپذيريم كه تنها انگيزهء حجر ، ايمان مذهبى و اعتقاد ناگسستنى وى به رهبرى اهل البيت پيامبر بوده است . رهبران قبيله‌اى ، كه بعضى نيز از دوستان قديمى حجر به حساب مىآمدند و براى ميانجيگرى بين او و حاكم به سوى او روانه شدند تا به مصالحه‌اى دست يابند ، و در كوششهاى خود با شكست روبرو شدند . ولى با وجود اين از زياد خواستند تا نسبت به او به ملايمت رفتار كند . ( 87 ) اين مطلب دليل عمده بر احترام عميق و توجّه خاصّى است كه حجر در نظر آنها داشت . نمىتوان از رهبران قبيله‌اى انتظار داشت تا از شخصى كه تشنهء قدرت و داراى انگيزش سياسى خودخواهانه و مزاحم است دفاع كنند ، در صورتى كه ممكن بود با كسب قدرت ، با رهبرى خود با آنها نيز درگيرى پيدا كرده و آنان را تحقير كند . از طرف ديگر بايد توجّه داشت كه آنان از مردى حمايت كردند كه ايمان عميق مذهبى او با آنان مطابقت داشت و كسى بود كه رشادت اخلاقى بيشترى براى پايدارى در راه اجراى اصول را دارا بود . در عين حال ، زياد از توجه به عرض‌حال آنان نسبت به حجر امتناع كرد و مأمورين خود را براى دستگيرى او بيرون فرستاد ولى هواداران فعّال حجر آن قدر فراوان بودند كه مأمورين زياد را به عقب راندند . زياد با تشخيص شدّت اوضاع ، بلافاصله اشراف و رهبران ، بخصوص آنها را كه متعلق به قبائل يمنى بودند ، فراخواند و به آنان خطاب كرده و گفت كه شما مردم به حجر يارى مىدهيد و اگر از حمايت خود از او دست برنداريد من ( زياد ) نيروهاى شامى را براى سركوبى كامل همگى شما فرا خواهم خواند . عبارتى كه در خطابيه زياد وجود دارد خصوصيّت و موضع اين رهبران قبيله‌اى كوفه را كاملا بيان مىدارد . بنا به گفته طبرى ، زياد گفت : « بدنهاى شما با من ولى محبت و احساسات عميق شما با حجر مىباشد . » ( 88 ) ابو الفرج جمله محكمترى را نقل مىكند بدين صورت كه : « بدنهاى شما